*طلبه مبارز*::talabeh::

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ *طلبه مبارز*::talabeh:: خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

سایت آوازک

طراح قالب: آوازک

[ طراح قالب: آوازک ]

بسم رب الهلال

باسلام اين عكس ديدم البته دوست داشتم اين امام زاده بزرگوار معرفي كنم عكسي جز اين نداشتم بزارم براي حرم ايشون

امامزاده هلال ابن علي ابن ابيطالب

ايشون فرزند امام علي هستند كه بعد از سختي هاي فراوان به شهر آران وبيدگل آمدند ودر انجا مورد استقبال شيعيان  قرار گرفتند.

اين عكس از راست منم بعد حسين وبعد مسعود كه يه بچه گنجيشك گرفته وبعد سعيد وبعد آقا حسين فتحي نيا هستند همه طلبه هاي قمصر كه براي شهادت حضرت ام البنين دعوت شده بوديم به آران وواقعا مراسم باحالي بود.

هدف ما معرفي هلال ابن علي

التماس دعا

[ شنبه سیزدهم خرداد 1391 ] [ 23:55 ] [ محسن سالمی ]

[ نظرات خاموش ]

بسم رب الشهدا

امروز که پیش آقای کریمی برای بحث هیئت رفته بودم یه سری صحبت ها رد بدل شد اما وقتی درمورد شهدا صحبت کردیم واقعا غربت باید حس میکردی.خود ایشون از جانبازهای شیمیایی هست اما واقعا جلوی ایشون احساس شرمندگی کردم

دلم گرفته چندی روزی اومدم کرمانشاه اما ...خودم دوای دردمو میدون دوباره باید برم...

گلزار شهدا

واقعا چه جای باصفایی دلم میخواد هرموقع برم اوجا یه تریپ شهدایی باشه اما تاحالا ندیدم.شهدا گمنام هستند مخصوصا در کرمانشاه.حاج مجتبی رمضانی زیبا گفت که مدینه ایرانه.

دوستی با شهدا کنیم که دوستی باحضرت زهراست.

التماس دعا

[ جمعه دوازدهم خرداد 1391 ] [ 0:18 ] [ محسن سالمی ]

[ 13 نظر ]

بسم رب الحسين

باسلام.به خيريت مطلب قبليتو برو بخون آقاي طلبه مبارز ببين چي نوشتي ميگي شنيدم رهبر ميخواهد20مهر بياد.آره عزيز اومد ورفت.

جواب طلبه مبارز:برو ببينمت عزيرم من خودم روز ديدار كرمانشاه بودم وآقا رو هم از نزديك ديدم اما حيف وقت نشده تا امروز مطلبي در باره اين موضوع بزنم فقط تنها مطلبي كه الان ميتونم بزنم خاطره خودم براي اين ديداره كه اگه دوست داشتيد به ادامه مطلب برويد...

تازه رفتم چندتا سايت هيچ عكسي از مانبود جز اين يك عكس كه فقط اونم پرچ دستمون معلمه اين پرچم لبيك يا خامنه اي دست ماهست...

بريم ادامه مطلب...

نه بابا همينجا بگو...     چندروز قبل ديدار يعني يكشنبه اودم كرمانشاه ودوباره به قمصر برگشتم وقتي فهميدم ديدار آقا روز چهارشنبه قطعي شده باخودم فكر ميكردم چه جور آقا مدير..خود مديره...ببخشيد آقاي حاج آقا مدير راضي كنم دوباره توي همين هفته كه اجازه گرفتم دوباره بهم مرخصي بده اونم آقا مدير كه يه نموره بيشتر ازنموره سخت گيره وبه اين راحتي ها هم جازه بده نيست ومشكل ديگه اصل كاري مدرسه هم جناب آقاي ....هم كمي با آقا...آره...

روز يكشنبه شب يه خوابي ديدم اونم اين بود داشت بارون ميومد يكدفعه دوستم بهم گفت برو زير بارون هر حاجتي داري بگو ميگن موقع بارون اومدن حاجتها برآورده ميشه منم رفتم ودعاي براي رفت به ديدار آقا كردم وبعد اون ديدم توي اتاقي بچه اي نشسته بهم گفت اسمتو براي ديدار نوشتي منم گفتم نه گفت پس بيا تابرات بنويسم گفتم اينجا نميزارند گفت ميايي زنگ ميزنيم.(باور كنيد راسته)بعد كه بيدار شديم ديگه تا سه شنبه صبح توي فكر ديدار بودم.كه يكشنبه صبح مدير مدرسه رو توي سالن ديدم بعد احوال پرسي يك دفعه بهش گفتم حاج آفا اجازه ميدي بريم. كمي گير داد اما اجازرو گرفتم ...ازخوشحالي نميدونستم چيكار كنم تاشب برسه...خلاصه شب از قم حركت كرديم اومديم البته قم رفتم اين پرچم گرفتم توي ماشينم بايكي از مسئولين بيت آيت الله علوي گرگاني هم صندلي شنيدم...

صبح كه داشتم ميرفتم جمعيت عجيبي توي خيابونها بود...بروتا رفتيم كنار نرده ها كه ماشين آقا ميخواست رد بشه حدود يك ساعتي اونجا مونديم...اما يكدفعه ماشين آقا پديدارشد.جونم از نرده ها زديم رفتيم اونور توي خيابون با چه جمعيت و فشاري بود آخ...اما آقا رو ازنزيدك كمتر از يك متر ديدم اما موقع برگشتن از كنار ماشين افتام و يه5نفري هم روي من..زخمي شدم نتونسم رو به ورزشگاه برم برگشتم منزل يه دوشي گرفتم به سخنراني هاي آقا از تلويزيون گوش دادم دوباره ساعت4رفتيم ديدار باطلبه ها..خيلي حال داد جاتون خالي...

بعد پرچم نميدون دست كي افتاد...البته توي تصاوير معلمه دست كي افتاده..

ياعلي

[ پنج شنبه دوازدهم آبان 1390 ] [ 14:40 ] [ محسن سالمی ]

[ 383 نظر ]

بسم رب الزهرا

باسلام به خدمت دوستان عزیز

دوباره ایام خوب درس وبحث شروع میشه.ماهم داریم دیگه میریم رو به کاشان که یه دوره ای بر درسهای پاییه اول داشته باشیم. ازدوستان میخوام که دعا کنند که موفق باشیم خداروشکر دراین ایام تعطیلی تونستیم یه کانونی رو برقرارکنیم وچندتا ازبچه هارو کمک کنیم وبه لطف خدا هیئت الزهرا روهم را انداختیم که به لطف خدا همزمان با سالروز تخریب بقیع مراسم خوبی گرفتیم.

عزیزان ماروحلال کنید.

دوستانی که میخواهند لینک شوند اول مارولینک کنند بعد ما در اولین فرصت لینکشون میکنیم.

دوستانی که درشهر قم وکاشان واصفهان وتهران دوست دارند که با ما ارتباط دوستی داشته باشند درخدمتیم.ودوستانی که میخواهند ارتباطشون بیشتر باشه این هم شماره ما هست.

09187166318.

التمای دعا شدید داریم.یاعلی

[ پنج شنبه هفدهم شهریور 1390 ] [ 22:18 ] [ محسن سالمی ]

[ 30 نظر ]

بسم رب المهدی

باسلام

اول ماه رمضان میشه اولین سالگرد به روز رسانی وبلاگ من در مهدی بلاگ .تقریبا نزدیک آخرهای شعبان پارسال  که دوره تثبیتی حوزه بود اومدم قم یک نمایشگاه بود که اونجا بااین سایت مهدی بلاگ آشنا شدم ویک وبلاگ ساختم که اول ماه رمضان بود به کرمانشاه برگشتم این وبلاگ به روز کردم.اما من حدود چندساله وبلاگ دارم وشاید حدود بیست سی تایی وبلاگ ساختم.

اما ازشما دوستان میخوام دعاکنید که بتونم خوب عمل کنم.

التماس دعا

[ یکشنبه نهم مرداد 1390 ] [ 1:45 ] [ محسن سالمی ]

[ نظرات خاموش ]

بسم رب الشهدا

با عرض سلام به دوستان مجازی وشیعه ی خوبم

عزیزان دوباره چند روزی دارم میرم البته نه شهر دیگه همین کرمانشاه بعد از چندی این ور اون ور بالاخره قبول کردن چند روزی بریم خادمی زائرن شهدای غرب کشور کنیم.به خاطر همین در یکی از پادگانهای اطراف کرمانشاه امرو تاچند روز دیگه مستقر میشیم برای خادمی.

صبح از همیشه زود تر بیدار شدم مادرم تعجب کرد گفت کپکت خروس میخونه از این حرف ها گفتم که دارم میرم جبه(به قول بهرام لودر)یاهمون جبهه گفت مگه شوخی دارم باهات گفتم فدات بشم همین اطراف خادمی شهدا تازه نزدیک به پادگان دایی هم هست.برای اولین بار لباس های خودم جمع کردم واتو زدم همه تعجب کردن فقط خدا نکنه که بریم اونجا وضایعمون کنند بگن نمیشه.

نظراتون یادتون نره.

التماس دعا

[ سه شنبه چهارم مرداد 1390 ] [ 12:10 ] [ محسن سالمی ]

[ 12 نظر ]

بسم رب الشهدا

            

باسلام.برای یک روز به روزم از سفر رشت برگشتم ولی امشب دوباره میرم به سوی قم...

ایام فاطمیه خواستیم با دوستان بریم محضر امام خامنه ای ولی قسمت نشد ولی نامه ای رو برای ایشان نوشتم وبه دوستان دادم که ارسال کنند.وجواب نامه منو با هدیه دادن یک عدد چفیه فرستاده شد.شاید بعضی هافکرکنند که چفیه چقدر قیمت داره؟اما بحث قیمت نیست بحث ارزش وحرمت یک رهبر که به حرفهای یک جوان17ساله هم داره گوش میده اما رهبرها ورییس جمهور های ملت های دیگه هم مثل چنین کسی هستند؟

درمورد سفر رشت هم یک طرح فصل رویش بود که جاتون خالی خیلی حال داد که نگو.از قایق سواری گرفته تاجت اسکی تاشنا وپرش ازارتفاع حدود200متر باتناب  و...

تازه بادوستان شهرستان های دیگه هم ارتباط فرهنگی برقرار کردیم.

در کل جاتون خالی....

            

[ چهارشنبه پانزدهم تیر 1390 ] [ 11:55 ] [ محسن سالمی ]

[ 16 نظر ]

بسم الله الرحمن الرحیم

ما رفتیم...نه برای همیشه  تقریبابرای یک هفته

تقریبا ساعت2بود یکی از دوستان تماس گرفت گفت میای بریم یک اردو سه چهار روزه ما هم گفتیم کجا گفت شمال بعدهم تازه مجانی ماهم با پدرمون تماس گرفتیم اذن دادن وماهم ....

دوستان سه چهار روز ماداریم میریم شمال شاید هم بعداون سه روز برم قم یک هفته ای بشه توی فضای مجازی نباشم اماشما....نظرهای پر ارزشتون یادتون نره بزارید.یاعلی

[ پنج شنبه نهم تیر 1390 ] [ 20:33 ] [ محسن سالمی ]

[ نظرات خاموش ]

باسلام

چه زود گذشت...ایام نوروزهم تموم شد ورفت تاسال دیگه...حالا سال دیگه کی زنده باشه کی نباشه اصلا انشاءالله سال دیگه های وجود نداشته باشه وهمین سال ختم بشه با ظهور حضرت حجت(عج)اما مازحمت کم کنیم دیگه....البته نه برای همیشه اماخب به اندازه ای که توی این ایام پای اینترنت بودم دیگه نیستم چون درس هاسنگینه و وقتی دیگه نیست اما سعی دارم هفته ای یکبار سربزنم  که حتمامطلب میگذارم و یا به دوستان میسپارم که مطلب بگذارند ولی انشاءالله تابستون سایت میخوام درست کنم بهتر وزیبا تر...

اما توی این مدت کم که کمتر هستم از نظرات پر ارزشتون مارو بی بهره نگذارید.

راستی از عده ای از دوستان حلالیت میخواهم از جمله وبلاگ خونم را بریزید... و از سنی سافت ودیگر برادران اهل سنت.

اما راه ارتباطی ما باشما:

شما دوستان میتونید نظراتتون به ما پیامک بزنید مخصوصا دوستانی که سوال دارند ومخصوصا برادران اهل سنت که میخواهند زود جواب بگیرندواگر دوستان مایل به دریافت حدیث هستند لبیک یا مهدی را به شماره زیر پیامک بزنند وهرهفته یک حدیث یا پیام شهدا رو دریافت نمایند..

شماره همراه:09352797519

ودوستان اهل سنت که مایل به بحث هستند اگر عجله دارند با پیامک با ما در جریان باشند ولی اگر میتونند صبر کنند تا ایام تعطیلات تابستون در خدمتشونم دربست ولی یه راه ارتباطی با ما بزارند واین راه ارتباطی به ایمیل بنده ارسال کنند.

ویه صوت زیبا باری عاشقان جبهه وجنگ واز جمله اونهایی که رفتند راهیان نور والعان دل تنگ هستند وبه خصوص آنان که جنگ دیدند وچشیدند.

http://islamupload.ir/images/kk3g1qt4uyyo49azwyh8.mp3

*اللهم عجل الولیک الفرج*

       التماس دعا

[ پنج شنبه یازدهم فروردین 1390 ] [ 20:7 ] [ محسن سالمی ]

[ 13 نظر ]

باسلام

تا حالا قسمت نشده برم مناطق جنگی همون جنوب خیلی ها رفتند قبل عید اول عید آخر عید میخواهند بروند خوش به سعادتشون. امسال خواستم برم خانواده امر کردند که بعد از دو ماه داری میایی واول عیدی که طلبه ای باید بیایی پیش خودمون وسال تحویل با ماباشی ماهم اطاعت امر کردیم قرار بود5فروردین بریم اون هم کنسل شد حالمون خیلی گرفت کی دیگه تا سال بعد دوام میاره واقعا سخته...دیروز سه شنبه هم با پسر عموم رفتم بیرون یه صحنه ای دیدم خیلی حالم گرفت دیگه نمیدونسم چی کنم که یک دفعه یه چیزی اومد ذهنم وصبح حدود9صبح بود رفتم...

این جا اگه مثل شلمچه ودوکوهه و...نبود ولی کمتر هم نبود...

تاحالا اسم پارک شیرین شنیده اید این پارک در زمان جنگ یک کوهی بود که زیر این کوه یک پناهگاه بودروزی که تعدادی از زنان ومردان وکودکان به اون پناه برده بودند رژیم لعنتی بعثی اونجاروبمباران میکنه وهمه رو به شهادت میرسونه وبعد ازجنگ اونجا میشه موره حفظ ونشر آثار دفاع مقدس ...مدتی که دیگه نمیشگاه باز نمیکردند البته غیرازوقت اداری خبردارشدم که وقت اداری باز هست منم رفتم اول نفرهم بدوم سربازی که اونجا بود یه آهنگ باحال که موزیک آرام با صدای توپ وتانگ وجنگ بود گذاشت جاتون خالی واقعا بهشتی بود که نگو دیگه غصه نرفتن نمیخورم که انشاءالله سال بعد برم چند تاعکس گرفتم اگه حال دارید به ادامه مطلب بروید ونگاه کنید.

                                                                 التماس دعا

[ چهارشنبه دهم فروردین 1390 ] [ 18:11 ] [ محسن سالمی ]

[ 4 نظر ]