*طلبه مبارز*::talabeh::

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ *طلبه مبارز*::talabeh:: خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

سایت آوازک

طراح قالب: آوازک

[ طراح قالب: آوازک ]

بسم رب الزهرا

 

 

 

 

 

 

باسلام

جالبه ؟!!درسته شاید اول نفر باشم میگم شایداول نفر باشم که این کار با این نام توی فضای مجازی میکنم البته اگه ریا نباشه

مدتی که واقعا به خاطر درس وبحث وکانون فرهنگی وهیئت وکلاس برای چندتا بچه خورده...از مدیریت ومطلب زدن وحتی خوندن نظرات وجواب دادن نظرات کوتاهی کردم

از همه درخواست عفو دارم(علمایی گفتم؟)

یکی از اعمال ماه رمضان صله رحم ماهم قصد کردیم به دوستان قدیمی وجدیدمون یه سر بزنیم ویه صله اینترنتی انجام بدیم که از خواصیتهای این امر اینه که روزی زیاد میشه عمرمون طولانی میشهو...

.پیشنهاد میدم که به وبلاگ های هم دیگه سری بزنیم ومخصوصا دوستانی که شاید توی این فضا هم مشکلاتی با هم داشته باشند کدورت کنار بزارند ویه پیامی به هم بدن

دوستانی که این پست خوندید خدایش اول برای فرج مولا بعد برای موفقیت تمامی شیعیان مخصوصا جونهای شیعه دعا کنید

[ شنبه هفتم مرداد 1391 ] [ 16:44 ] [ محسن سالمی ]

[ 16 نظر ]

بسم رب الزهرا

اونجا همه داشتند گریه میکردن .واقعا همه از ته دل داشتندحاجتاشون به خداشون میگفتند به حق پسر امام رضا قسم میدادند.اماخیلی ها گوشه کنار زمزمه لبشون یا ته دلشون میگفتد مادر جون انشاالله پسرت میاد قبرتون نشون میده براتون یه گنبد بارگاهی میسازیم برای بقیع یه ضریح بسازیم پروانه وار دورش بچرخیم که چشم دشمنات کور بشه...

[ چهارشنبه بیست و یکم تیر 1391 ] [ 15:53 ] [ محسن سالمی ]

[ 5 نظر ]

بسم رب الشهدا

http://www.shiaupload.ir/images/75054061924520903177.jpg

باسلام

دوستان عزیز قبول دارم دوباره دیر اومد وقتی گرفتاری برای خودت درست کنی همین میشه

امابیخیال مطلب قبلی درمورد تشرفمون خدمت شهدای گمنام نوشته بودم دیگه تکمیل کرامتم کنم

از این صحبتها گذشته خدایش دمشون گرم مارو هم جز زائرشون نوشتند.چه حالی بود چه خبر بود...

زنها خواهری میکردند مردا برادری...

مردم باجون ودل کارمیکردند وقتی مراسم برگزارشد همه بودند ریشدار بیریش.بسیجی وغیربسیجی و...

اما سه صحنه بود که دل همه روشکوند یکی مادرشهیدی بود که اومد کنار تابوت شهید گمنام وصحبت کرد ودومی وقتی بود نوای شهید علمدار گذاشتیم وسوم وقتی بود که تابوت شهیدی آوردن که کم سن تر بود همونی که19 سال بیشتر نداشته  همونی که میرفتی کنارقبرش بوی تربت مادر میداد همونی که حس غربت بقیع میکردی

اما..اما...خدا صبر به خانواده های شهدای گمنام مخصوصا به مادراشون بده

[ چهارشنبه بیست و یکم تیر 1391 ] [ 15:3 ] [ محسن سالمی ]

[ 7 نظر ]

بسم رب الشهدا

 دلم گرفته بازم چشام بارونی    خبر آوردن توی شهر مهمونی

                          *شهیدگمنام سلام*

دعوت نکردن که شبی با شهدا ومراسم تشیع شهدای کرمانشاه حضور داشته باشیم وهمچنین چند بارتشیع شهدا هست بهمون نامه دعوت نمیدن که بریم.

اما اگه خدابخواد 2تاشهید گمنام به قمصر دادن اگه توفیق بود میرم استقبال و به یادتون هستیم

[ پنج شنبه بیست و پنجم خرداد 1391 ] [ 23:34 ] [ محسن سالمی ]

[ 14 نظر ]

بسم رب الرضا

باسلام

در راه رضای خداوند کمک...کمک کنید...

این ناله های طلبه مبارزه...کمک...کمک...کمک...

بابا پول که نمیخوام یه نظر فقط...

حدود هفته دیگه ای امتحان های حوزه تموم میشه خواستم ببینم توی این مدت تابستان روی چه موضوعی مانور بدم بهتره؟

[ پنج شنبه هجدهم خرداد 1391 ] [ 23:2 ] [ محسن سالمی ]

[ 5 نظر ]

بسم رب الصدیقه

سلام

عکس بالا رو که میبینید دست راست خودمم و دست چپ آقا سعید عبدالهی هست هم از طلبه های خوب وهم مداح اهل بیته.

توی وبلاگ هیئت کمی در مورد ایشان نوشته ام.اما توی این فکر بودم وادی مداحی وهیئتی یه وادی خیلی قشنگی اما حیف بعضی ها با بعضی کاراشون با این وادی کاری کردند که کمی بعضی از افراد به تکبر وغرور بیفتند.

خواستم در مورد بعضی از مداح های با اخلاص وخوش صدایی بگم که گوشه افتادند که اینها باید بیایند بالا.

هیئت مدرسه ما توی کاشان معروفه همه  هیئتی ها طلبه های خود مدرسه ایم حتی بعضی موافع از مدارس کاشان برای هیئت ما می آیند .

توی مدرسه ما باید تعداد اونهایی که مداحی نمیکنند بشماری نه اونهایی که مداحی میکنند ماشاءالله اینقدر مداح داریم.

اما برای بچه ها فرقی نداره کی بخونه باهمه حال میکند واشک میریزند از اول مجلس تا آخرش وهمراه شور اما باشعورحسینی

مداحامون کاری ندارند کی بخونه مثل بقیه میاند وسط سینه میزنند واینقدر با بچه ها خوش اخلاق اند.

حالا صحبت زیاد نشه دوتا کلیپ صوتی از دوتا مداح های هیئت میزام یکی آقاسعید یکی آقامرتضی بشیری.

دانلود آقاسعید عبداللهی

دانلودآقا مرتضی بشیری

[ پنج شنبه بیست و چهارم فروردین 1391 ] [ 15:22 ] [ محسن سالمی ]

[ 26 نظر ]

بسم رب الزهرا

دوباره ماه اندوه وغم ومظلوميت تاريخ آمد...

دوباره ياد ايام خاك خون آتش آمد...

دوباره روزهاي تاريكي كوچه اي آمد...

دوباره بوي خاكستر هيزم ودرشكسته آمد...

دوباره احساس دست بستگي آمد...

دوباره شنيدن گريه هاي خاموش آمد...

دوباره انگار بازو وپهلو ها درد ميكنه...

آره فاطميه آمد...

باسلام.جاتون خالي بود كربلا خيلي صفا داد.آخري ماهم كربلا رو ديديم ايوان نجف ديديم.مظلوميت سامرا رو ديديم.اونجاهم داشتند براي فاطميه آمده ميشدند وشبها بعئ نماز توي صحن مولا ابالفضل سينه زني مشتي بود...

خواستم دوباره اثبات شهادت حضرت زهرا رو بزنم ديدم تكراري اما دوستاني كه تمايل دارندميتونند توي سيستم پيامكي شمارشون ثبت كنند...

عزيزان قدر فاطميه رو بدويد...

[ پنج شنبه هفدهم فروردین 1391 ] [ 21:26 ] [ محسن سالمی ]

[ 10 نظر ]

بسم رب الشهدا

وبلاگ هیئت الزهرا نیز راه افتاد.

http://h-alzahra.blogfa.com

 

 

 

 

[ دوشنبه سوم بهمن 1390 ] [ 14:35 ] [ محسن سالمی ]

[ نظرات خاموش ]

بسم رب العلی

باسلام به آقای خوبان...آقای عاشقان.آقای غریبم...

آقاجون کجا احیاء میگیری؟کجا برای جدت علی گریه میکنی؟کجا برای خودت چاهی گیرآوردی اشک میریزی؟

آره ..سه شب هست که واقعا آخر دنیا میشه...آخر صفا .آخر مناجات با عشق ودوست...وقتی توی سیاهی شب میری دل میدی به معشوق واز او میخوایی که نگاهت کنه اون موقع زیبا ترین لحظات زندگی هست...وقتی قطره های اشک از کناره گونه هایت جاری شده وبازمزمه ای با بغض الهی العفو میگی..چه زیباست...عاشورا خواندن عاشورایی که برای بچه شیعه هاچاه درد دل هست...

اگه شب رفتی احیا گرفتی رفتی مناجات خوندی رفتی برسر وسینه زدی؟به فکر مرد غریبی باش که توی کوچه های کوفه تنهایی داره گریه میکنه...

تنهایی احیا گرفته تنهای داره روضه جدشو میخونه...

این چند شب فقط برای اینکه دل عزیز زهرا...دل منتقم سیلی مادر دل منتقم قاتل حسین...دل رقیه خاتون شاد کنی

فقط دستاتو ببر بالا و اول با الهی العفو خودتو پاک کن وفقط بگو*اللهم عجل الولیک الفرج*...

شاید فرجی شد...

التماس دعا.

یاعلی

[ جمعه بیست و هشتم مرداد 1390 ] [ 18:27 ] [ محسن سالمی ]

[ 28 نظر ]

بسم رب الحیدر

باسلام به خدمت تمامی شیعیان جهان وبه خصوص ایران ومصر

این مطلب اصلا مطلبی برای وبلاگ نیست چون من به خوبی نمیتونم عربی بنویسم این مطلب نوشتم که نظری به یک برادر شیعه که در مصر هستند.واز طریق انتخاب زبان بتونه این نظربخواند

من این موفقیت بزرگی که برگرفته از انقلاب امام خمینی بود یعنی پیروزی حق بر باطل را به تمامی شیعیان مصر تبریک میگویم.

انشاءالله که بتوانید به صورت خیلی خوبی فعالیت کنید برای اینکه ما ایرانیان نیز از مطالب سایت شما استفاده کنیم بخش مطلب فارسی هم اگه میتونید قرار بدهید.

خیلی خوشحال میشوم که نظری برای ماقراردهید.

در این ماه مبارک وبه خصوص لیله قدر مارا از دعای خیرتون بی نصیب نگردارید.

التماس دعا.یاعلی

[ جمعه بیست و هشتم مرداد 1390 ] [ 13:25 ] [ محسن سالمی ]

[ نظرات خاموش ]