*طلبه مبارز*::talabeh::

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ *طلبه مبارز*::talabeh:: خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

سایت آوازک

طراح قالب: آوازک

[ طراح قالب: آوازک ]

بسم رب الزهرا

اونجا همه داشتند گریه میکردن .واقعا همه از ته دل داشتندحاجتاشون به خداشون میگفتند به حق پسر امام رضا قسم میدادند.اماخیلی ها گوشه کنار زمزمه لبشون یا ته دلشون میگفتد مادر جون انشاالله پسرت میاد قبرتون نشون میده براتون یه گنبد بارگاهی میسازیم برای بقیع یه ضریح بسازیم پروانه وار دورش بچرخیم که چشم دشمنات کور بشه...

[ چهارشنبه بیست و یکم تیر 1391 ] [ 15:53 ] [ محسن سالمی ]

[ 5 نظر ]

بسم رب الشهدا

http://www.shiaupload.ir/images/75054061924520903177.jpg

باسلام

دوستان عزیز قبول دارم دوباره دیر اومد وقتی گرفتاری برای خودت درست کنی همین میشه

امابیخیال مطلب قبلی درمورد تشرفمون خدمت شهدای گمنام نوشته بودم دیگه تکمیل کرامتم کنم

از این صحبتها گذشته خدایش دمشون گرم مارو هم جز زائرشون نوشتند.چه حالی بود چه خبر بود...

زنها خواهری میکردند مردا برادری...

مردم باجون ودل کارمیکردند وقتی مراسم برگزارشد همه بودند ریشدار بیریش.بسیجی وغیربسیجی و...

اما سه صحنه بود که دل همه روشکوند یکی مادرشهیدی بود که اومد کنار تابوت شهید گمنام وصحبت کرد ودومی وقتی بود نوای شهید علمدار گذاشتیم وسوم وقتی بود که تابوت شهیدی آوردن که کم سن تر بود همونی که19 سال بیشتر نداشته  همونی که میرفتی کنارقبرش بوی تربت مادر میداد همونی که حس غربت بقیع میکردی

اما..اما...خدا صبر به خانواده های شهدای گمنام مخصوصا به مادراشون بده

[ چهارشنبه بیست و یکم تیر 1391 ] [ 15:3 ] [ محسن سالمی ]

[ 7 نظر ]